ارمغان ايراني
محمدعلي اسلامي ندوشن
انتشارات نغمه زندگي
چاپ اول؛ 1386
تيراژ؛ 2500 نسخه
قيمت ؛ 3000 تومان
کتاب دوزبانه «ارمغان ايراني»، تازه ترين کتاب دکتر محمدعلي اسلامي ندوشن، پس از انتشار مجموعه مقاله هاي ايشان «ديروز، امروز، فردا» راهي بازار کتاب ايران شده است.
ارمغان ايراني در دو جلد به چاپ رسيده است؛ جلد اول «فارسي- انگليسي» و جلد دوم «فارسي- فرانسه» بوده و متن سخنراني هاي ايشان را در بر دارد که چون هميشه دوستداران فرهنگ، انديشه و ادب را در ايران زمين بهره مند خواهد ساخت. براي آشنايي بيشتر مخاطبان، در اين مجال اندک به چند نمونه از سخنراني هاي ايشان اشاره يي کوتاه خواهم داشت.
يکي از مهم ترين سخنراني هاي ايشان، نزديک به 40 سال پيش در سمينار بين المللي دانشگاه هاروارد(1967) ايراد شده که با عنوان «انسان متجدد و انسان عقب مانده» به مسائل حساس جهاني پرداخته است و در شرايط کنوني جهان بيش از هر زمان بايد مورد توجه قرار گيرد. ايشان در اين باره مي گويند؛«در اين مجمع که نمايندگان حدود 40 کشور در آن شرکت داشتند، پيشنهاد کردم براي آنکه مسائل جهان از ديد فرهنگ هم ديده شود- و نه تنها از ديد سياست- خوب است انجمني مرکب از فرهنگ مداران کشورهاي مختلف که نماينده ملت ها باشند و نه تنها دولت ها، تشکيل شود، و مسائل حاد جهاني را مورد بحث و بررسي قرار دهد. ولو نظر آنها ضمانت اجرا نداشته باشد، لااقل مرجعي است که با ديد فرهنگي به جهان نگاه خواهد کرد.»1 البته در همان سال در انجمن ايران و هند (در دهلي نو ) باز بر اين پيشنهاد تاکيد مي کنند.
در جايي ديگر، با عنوان «معشوق حافظ کيست؟»، در دانشگاه کپنهاگ (1983) چنين مي گويند؛«حافظ تنها يک عاشق پريده رنگ رمانتيک نبوده است، مانند «ورتر» يا «رنه» يا «مجنون»؛ بلکه عاشقي واقع بين و نقدطلب است، نه تنها چشم عقاب براي ديدن دارد که از خلال پنجره در تاريکي شب از پس نقاب مي بيند، بلکه با تمام حواس خود به اجزاي وجود معشوق نفوذ مي کند يا او را به جانب خود مي کشد، با شامه او را از دور مي بويد، طعم او را مي چشد، صدايش را مي شنود، لمس مي کند که حتي اگر به او نزديک نباشد، گويي همواره با او در مصاحبت است.»2
همچنين در کنگره بنياد فرهنگي ايران در استراليا (و در شهر سيدني) در سخنراني خويش با عنوان «شاهنامه بعد از هزار سال» اشاره هاي نيک و راهگشايي دارند که بسيار خواندني است؛«شاهنامه تنها کتاب در زبان فارسي است که خرد ناب را آموزش مي دهد. ناصر خسرو هم خردگرا است، اما او آن را به نحو ديگر مي بيند، زيرا خرد را در خدمت اثبات حقانيت مذهب اسماعيلي، در برابر خلافت بغداد مي گذارد...خرد شاهنامه ابا ندارد که بدي ها را از جانب دوست ناديده نگيرد، و به دشمن نيز انصاف بدهد. نبرد ايران و توران خيلي کمتر ناشي از قوم گرايي است که از روش گرايي؛ و به اين سبب، مردم عادي و سپاهيان ترکستان محکوم شناخته نمي شوند، بدي ها از چشم سران آنها ديده مي شود.»3
در يکي ديگر از اين سخنراني ها نيز ايشان با عنوان «جنبه هايي از ادبيات معاصر ايران» در کنگره بين المللي ايران شناسان(1973) و در شهر پاريس به بررسي ادبيات معاصر و به ويژه نوگرايي در شعر فارسي پرداخته و موضوع را با نگاهي منتقدانه نگريسته اند.
دکتر محمدعلي اسلامي ندوشن از نويسندگان نام آشنا و بزرگ سرزمين مان به شمار مي آيند که در چند دهه گذشته، هم مردم، و هم پژوهشگران در زمينه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي و...از کتاب ها و نوشته هاي ايشان بهره برده اند و اين امتياز کارهاي ايشان است، زيرا همواره با مردم روشن و شفاف و به دور از ابهام سخن گفته اند و پاسخ اين صداقت را نيز از سوي مردم دريافت کرده اند (در اين باره مي توانيد به تکرار چاپ کتاب هاي ايشان نگاه کنيد) و در جامعه يي که کتابخواني و فرهنگ کتابخواني چندان جدي گرفته نمي شود، ارزش فراوان خدمات افرادي مانند دکتر اسلامي ندوشن به فرهنگ ايران مشخص تر مي شود.
پي نوشت ها؛----------
1- برگرفته از گفت وگوي نگارنده با دکتر اسلامي ندوشن؛
- روزنامه اعتماد، شماره1616، 27 بهمن 1386
2- اسلامي ندوشن، محمدعلي، ارمغان ايراني(1)، تهران، انتشارات نغمه زندگي، 1386، صص96-95
3- همان، صص 59-58
http://www.karizyazd.blogfa.com/
نوشته شده توسط زینلی ندوشن در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 0:9 موضوع | لینک ثابت
گزارش سفر دکتر اسلامی ندوشن به زادگاهشان 
مدتي بود كه زمزمههايي از آمدن مردي به يزد ميرفت كه سالهاست برقله بلند ادب و فرهنگ ايران نشسته است همو كه شايد از نادر نويسندگاني باشد كه سرگذشت كودكي و نوجواني خود را با همه جزئيات زندگي روستايي 80 سال پيش اين كشور در كتابي با عنوان <روزها> باز گفته است او ميآمد تا خاطرات روزها را تجسم بخشد پس بازماندن از همسفري با او دريغ بود و لذا از ساعات پاياني شب كه باخبر شديم محمدعلي اسلامي ندوشن يكي از برجستهترين نويسندگان و نثرپردازان معاصر ايران، فردا صبح به يزد ميآيد و در اين ميان اولين ديدارش با مردمان شهر ندوشن است. هماهنگي يك همسفري كوتاه با استاد را با دستاندركاران سفر به عمل آورديم و در طليعه صبح با چندتن از همكاران از يزد به سوي ندوشن راه افتاديم.
ما براي اينكه فيض ديدار استاد را از دست ندهيم كوتاهترين مسير را به ندوشن برگزيديم. از حاشيه كوههاي جنوب غربي يزد و مجتمع فولاد آلياژي جاده تازهاي را در پي گرفتيم و با عبور از قريههاي كوچكي چون نيوك و علويه در كمتر از يك ساعت به ندوشن رسيديم. ندوشن هر چند خود را در دره بزرگي كه دوسويش كوههايي با رنگ و شكلي گوناگون فرا گرفته پنهان نموده است ولي هم از آثار بافت تاريخي و خشت وگلي شهرهاي كويري و مركزي ايران برخوردار است همقدري با بناهاي پلكاني شهرهاي كوهستاني و شمالي ايران مجانست دارد هرچند هنوز تازه عنوان شهر به خود گرفته اما سيماي روستايي دلنشين را در ابنيه و آثار تاريخي و رفتار ساده و گواراي مردمانش ميتوان ديد به همت شهرداري جديدالتأسيساش از روفت و روب و پاكيزگي خوبي نيز برخوردار است و گاهي بناهاي نوساز خوش جلوهاي نيز در حواشي بافت تاريخياش به چشم ميخورد.
بيش از همه، مساجد و تكيههاي متعدد و تاريخي آن توجه برانگيز است و به نقل از همراهان ما آثار كتابت و نسخهنويسي قرآن و كتب ديگر و يا اسناد مالكيت و وقفيت توسط حفاظ و كاتبان زبردستي نيز در آنجا ميتوان سراغ گرفت. ندوشن كه در حاشيه كوير و در نزديكي كوهپايههاي جبال مركزي ايران قرار گرفته از آبوهواي مناسبتري نسبت به بسياري از شهرهاي استان يزد برخوردار است و از مراتع و بيابانهاي غنيتري نيز بهرهمند است.
صدرآباد مزرعه سرسبز و با طراوتي است كه اراضي كشاورزي اجدادي دكتر اسلامي بيشتر در آنجا وجود داشته و لذا بخشي از خاطرات كودكي وي درفصل فراغت و ييلاق در اينجا شكل گرفته است. با اينكه اين بار دكتر اسلامي ندوشن سفارش كرده بود تا برنامه ديدار از زادگاهش خودمالي باشد و چندان عمومي نشود اما گويا اين درخواست او چندان جدي گرفته نشده بود. جلوي درب سفيد رنگ يك خانه ييلاقي اتومبيلهاي زيادي پارك شده و تعدادي خبرنگار و اهالي و علاقهمندان ايشان دوربين به دست ايستاده بودند.
اتومبيلي كه دكتر اسلامي و همسرشان شيرين بياني را به ندوشن رسانده، كمي پايينتر از جمعيت و نزديك استخر و مظهر قنات صدرآباد ميايستد. چند نفر از علاقمندان ايشان و مستندسازاني از تهران كه قصد مستند كردن اين سفر را دارند استاد را همراهي ميكنند، ايشان هنوز پياده نشده است كه چشمهايشان دور تا دور مزرعه را دور ميزند تا روي گنبد بزرگ مسجد ميايستد. از اتومبيل كه پياده ميشود، به طرف مسجد تازهسازي به راه ميافتد. در گوشه سمت راست در اصلي مسجد، كنار سنگ قبري ميايستد.
صاحب اين قبر بيبي فاطمه اسلامي ندوشن يگانه خواهر استاد است. دكتر اسلامي ندوشن فاتحهاي ميخواند و بعد از زير عينك آفتابياش اشكهاي كنار چشمش را پاك ميكند. همراه او، تمام جمعيت زيرلب فاتحه ميخوانند و به داخل مسجد ميروند. مسجدي كه خواهرش آن را ساخته و وصيت كرده تا در جوار آنجا دفن شود.باد شديدي ميوزد و لباس دكتر را به تن نحيفش قاب ميكند. وارد خانه - باغي ميشوند در حياط بين درختان سر بهم آورده گردو كه برگهايشان تكان تكان ميخورند، راه باريك ورودي ديده ميشود. اين ساختمان همان خانهاي است كه دكتر در جلد دوم روزها به تفصيل از آن ياد كرده است. دكتر و همسرش روي اولين مبل چيده شده كنار اتاق مينشينند و در چشم برهم زدني دور تا دور اتاق پر علاقهمندان ميشود.
استاد آرام و با تأمل به فضاهاي پيرامون خود مينگرد و گاه به نقطهاي خيره ميگردد شايد بازگشتي به گذشته دارد و ياد ايام رفته در سر ميگذراند و از كساني كه روزگاري در ميان اين ابنيه و اشجار منشأ حركت و حيات بودهاند و در ملازمت و مصاحبت آنان روزگار گذشته است و اكنون روي در نقاب خاك كشيدهاند و حال در پيش اين همنشين ديروز جز <خاكستر باد> چيزي بر جا نمانده است هر چند تأثر و تأملي به بار ميآورد كه خالي از تأني نميماند...
پذيرايي با قطاب و باقلواي يزدي و ميوههاي باغ فرصتي را به خبرنگاران ميدهد تا لختي كنار دكتر بنشينند و سؤالاتي را از او بپرسند. ولي استاد غالباً ميگويد مايل نيست حرفهاي تكراري بزند. براي همين سؤالات جديتر پيش ميآيد و پاسخهاي نكته سنجانه كه غالباً در اطراف گذشته و حال مواريث فرهنگي است و به نيكي قدر اين بزرگمرد سخندان را مينمايد.
از او درباره پسوند ندوشن در انتهاي نام خانوادگيش ميپرسند و او در جواب توضيح ميدهد كه در اوايل كارش پسوند ندوشن را عنوان نميكرده اما بعد از اينكه متوجه ميشود همنامهاي ديگري هم دارد براي اينكه با ديگران اشتباه نشود، اين پسوند را به انتهاي نامش اضافه ميكند.
البته استاد خود را مديون روزهايي ميداند كه در ندوشن بوده است و ميگويد زندگي در ندوشن باعث شد زندگي ايراني را از مويرگهايش آغاز كنم و اين كشور را از درونيترين لايههايش بشناسم. خانمهاي جواني اطراف همسرش دكتر شيرين بياني (استاد ممتاز تاريخ دانشگاه تهران و نويسنده برگزيده كتاب سال جمهوري اسلامي و تنها زن نامآوري كه مورد تجليل انجمن آثار و مفاخر فرهنگي كشور قرار گرفته است) نشستهاند و با او گرم صحبت هستند.
شيرين بياني مانتوي مشكي سادهاي پوشيده و در كمال سادگي و بيپيرايگي از هر دري سخن ميگويد بسيار با نشاط و طمأنينه از تجربيات زندگي با خردمند رازداني چون اسلامي ندوشن حرف ميزند و درسهاي حكمت آموز و زندگي بخش فراواني فرا رو جوانان كنجكاو ميگذارد. گاهي اوقات صداي رسايش حرفهاي دكتر را نيمهكاره ميكند. او با وجد به آداب و رسوم ندوشن علاقه نشان ميدهد تا جايي كه از او قول ميگيرند تا به پشتوانه دانش نظري كمنظيرش در تاريخ ميانه اين سرزمين در خصوص پيشينه تاريخي ندوشن تحقيقاتي داشته باشد به گونهاي كه در قالب مقاله علمي از قلم وي مرجع و مستند تاريخ اين منطقه گردد و خانم بياني به كمال ميل ميپذيرد و از اين رزانت هم ولايتيها ابراز خرسندي ميكند.
بياني بيشترين تعلق خاطرش به ندوشن را به خاطر شوهرش ميداند و ميگويد: از اينجا همان خاطره 40 سال پيش را دارم. اوايل ازدواجمان با دكتر اينجا آمديم و من هميشه با واسطه به ندوشن نگاه كردم. هرچند اين واسطه به من خيلي نزديك بوده است.
حرفها به درازا ميكشد تا زماني كه اسلامي ندوشن با نگاه كردن به ساعت به حضار تذكر ميدهد كه وقت رفتن به ندوشن است و براي ديدن كوچه پس كوچههاي كودكيش مشتاق است. براي ديدن قلعهها و دروازههاي شهر يا منار جنبان و محراب و منبرهايي كه بعضاً بيش از يك هزار سال قدمت دارند. و لذا پس از حركت از صدرآباد (سعيدآباد) در كنار تكيه و يا حسينيه عليا توقف ميكنيم و همگي داخل اين مجموعه ميشويم. حسينيه براي دكتر شايد پر از خاطره است چرا كه پدرانش در اين مكان مراسم روضهخواني داشتهاند. همانطور كه دور تا دور حسينيه را ميگردد. از بزرگ شدن و تجهيزات آن سخن ميگويد و ظاهراً گلهمند است كه چرا بخشهاي تاريخي آن تخريب شده است.
پياده به راه ميافتيم. از خانههاي كاهگلي زيادي عبور ميكنيم انتهاي كوچه ميرسد به دروازه حاججلال كه همانطور دست نخورده باقي مانده است. بعضي از مردم از پنجره خانههاشان بيرون را ميپايند تا بفهمند جمعيت به كجا ميرود. به ديوارهاي باغ و خانه پدري اسلامي ندوشن نزديك ميشويم و پيرزني برايمان توضيح ميدهد كه اين بخشها جزو خانه پدري دكتر بوده كه اين روزها تبديل به خانه فرهنگ اسلامي ندوشن شده است.
ساختمان نوساز با ديوارهاي آجري در ميان خانههاي قديمي به چشم ميخورد. تابلوي بالاي مؤسسه نشان ميدهد كه بيش از هشت سال است به همت اسلامي ندوشن و شيرينبياني كه تمام سكههاي اهدايي ارشاد در مراسم كتاب سال <دين و دولت در عصر مغول> را به ساخت اين بنا سپرده روز به روز اين مجموعه فرهنگي گسترش يافته است و اكنون سالن 80 نفره آمفيتئاتر نيز بدان افزوده و افتتاح ميگردد. مردم ندوشن كه انگار بسياريشان اهل ادب و هنرند در ميان خود دو تن از شعرا را معرفي ميكنند تا اشعار تقديمي خود به استاد بخوانند و بدينگونه سپاس خود را از او كه نام ديارشان را به نيكي در همه عالم گردانده است ابراز كنند. يكي از شعرا به نام نجات آورده بود:
بگو با چشمهاي منتظر در ره چه ميخواهي
اميد ملت ايران دلير و شهسوار آمد
به روز وصل ميگويم ندوشن شادمان باشي
جناب دكتر اسلامي اميد اين ديار آمد
<نجات> هم باد و صد شادي به طرف بوستان بنگر
ببين بلبل هواي گل به سمت لالهزار آمد
طباطبايي دومين شاعري بود كه ظاهراً با الهام از كتاب روزها سروده زير را به استاد تقديم كرد:
صبحي دلانگيز است يك پاييز زيبا را
كودك به فرق كوچه، تنها مينهد پا را
تا انتهاي كوچه مادر بر نميدارد
از قامت نوباوهاش چشم تماشا را
نوشته شده توسط زینلی ندوشن در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 0:4 موضوع | لینک ثابت
|
گروه فرهنگي روزنامه آفتاب یزد گزارشی دارد به شرح زیراز سفر دکتر اسلامی ندوشن به زادگاهش: "روزهاي آخر بهار بود كه محمدعلي اسلامي ندوشن به زادگاهش سفر كرد و براي مردم گرمسيري يزد خاطره اي زيبا و دل انگيز به يادها گذاشت. يكي از آنها، سفر اسلامي ندوشن را اين چنين روايت مي كند كه زماني كه استاد ندوشن وارد شهر ندوشن مي شود ، چند نفر از علاقمندان ايشان ومستندسازاني ازتهران كه قصد مستند كردن اين سفر را دارند استاد را همراهي ميكنند، ايشان هنوز پياده نشده است كه چشمهايشان دورتا دورمزرعه را دور مي زند تا روي گنبد بزرگ مسجد مي ايستد. از اتومبيل كه پياده مي شود، به طرف مسجد تازه سازي به راه ميافتد .در گوشه سمت راست دراصلي مسجد، كنار سنگ قبري مي ايستد . صاحب اين قبر بي بي فاطمه اسلامي ندوشن يگانه خواهر استاد است. اسلامي ندوشن فاتحه اي مي خواند و بعد از زير عينك آفتابي اش اشكهاي كنار چشمش را پاك مي كند .همراه او، تمام جمعيت، زيرلب فاتحه ميخوانند و به داخل مسجد مي روند. مسجدي كه خواهرش آن را ساخته و وصيت كرده تا درجوارآنجا دفن شود. باد شديدي مي وزد و لباس دكتر را به تن نحيفش قاب مي كند. وارد خانه و باغي مي شوند، اين ساختمان همان خانه اي است كه او در جلد دوم روزها به تفصيل ازآن ياد كرده است. استاد، آرام و با تامل به فضاهاي پيرامون خود مي نگرد و گاه به نقطه اي خيره مي گردد. خبرنگاران از او درباره پسوند ندوشن درانتهاي نام خانوادگياش مي پرسند و او در جواب توضيح ميدهد كه در اوايل كارش، پسوند ندوشن را عنوان نمي كرده اما بعد از اينكه متوجه مي شود همنام هاي ديگري هم دارد براي اينكه با ديگران اشتباه نشود ،اين پسوند را به انتهاي نامش اضافه مي كند. مي گويد زندگي در ندوشن باعث شد زندگي ايراني را از مويرگهايش آغاز كنم واين كشوررا ازدروني ترين لايه هايش بشناسم. به ديوارهاي باغ وخانه پدري اسلامي ندوشن نزديك مي شويم وپيرزني برايمان توضيح مي دهد كه اين بخشها جزء خانه پدري ايشان بوده كه اين روزها تبديل به خانه فرهنگ اسلامي ندوشن شده است. تابلوي بالاي موسسه نشان مي دهد كه بيش از هشت سال است به همت اسلامي ندوشن وشيرين بياني كه تمام سكه هاي اهدايي ارشاد درمراسم كتاب سال "دين ودولت درعصرمغول " رابه ساخت اين بنا سپرده، روز به روز اين مجموعه فرهنگي گسترش يافته است واكنون سالن 80 نفره آمفي تتاترنيز بدان افزوده و افتتاح مي گردد.بعد از خوانش شعر توسط نجات و طباطبايي، سر آخر، اسلامي ندوشن پشت تريبون قرار ميگيرد و ميگويد:"خوشبختي من اين است كه در ندوشن به دنيا آمدم؛ يكي از مركزي ترين و دست نخورده ترين مناطق ايران ، جايي كه مي توانستم به سهولت به لايه هاي زيرين فرهنگ و تمدن قوم ايراني با كمترين ناخالصي دست يابم، براي شناخت ايران ، چونان درخت تناور و كهنسال، بهترين روش آشنايي ملموس با ريشه ها و رگه هايي بود درميان اين قوم اصيل و اين دیار قدیم بنابراین به ياد اين شهر هستم و لو آن كه دور باشم در همين كوچه پس كوچه ها با پدران ومادرانتان بودم كه خاطره هايش را در <روزها> نوشته ام. اين كتابخانه ، سالن همايش و قرائت خانه، مركزفكر و انديشه براي جوانان، دانشجويان ودانش آموزان اين شهر است كه اميدهاي زيادي به آنها مي رود. بايد زمينه بازشناسي فرهنگ عامه اين مردم رانيز دراين مجموعه فرهنگي فراهم كرد وتاريخمندي اين ديار وآداب وسنن نيك اين سامان را فراياد جوانان آورد" وسپس استاد از ابراز لطف مردم سپاسگزاري ميكند. زمان رفتن فرا مي رسد، وقتي استاد سوار ماشين مي شود دختربچه اي كه همه مدت به ايشان خيره شده بود در آن شلوغي برايش دست تكان مي دهد. نگاه محمد علي اسلامي ندوشن هم تا وقتي روي صندلي ماشين جا به جا مي شود به اوست. نگاههاي مردم تا آخرين لحظه، او و همسرش را بدرقه مي كنند. |
متن این گزارش در اینجا نیز می توانید بخوانید:http://www.aftab-yazd.com/pdf/2885/10.pdf
نوشته شده توسط زینلی ندوشن در چهارشنبه پنجم تیر 1387 ساعت 1:24 موضوع | لینک ثابت
آب انبارشاه :
این آب انباردرمحله قلعه واقع شده است که قدمت آن را به عصرصفوی نسبت می دهند . راه پله وورودی آب انبار درجبهه جنوبی است وبه پا شیر منتهی است . مخزن آب انبار طرحی مدوردارد وسقف آن بصورت نیم کره است وسه بادگیر چهاروجهی دو طرفه به آن متصل است . درفاصله بین ورودی راه پله وهمچنین درجبهه های اطراف بنا چسبیده به آن منازل مسکونی ساخته شده است وجزورودی راه پله که محدود به کوچه است اجزاء دیگر بنا از دید محفوظ می باشد . بطوری که به منظور مشاهده بادگیرها وسقف مخزن باید ازراه پله خانه ایجاد شده روی راه پله آب انبار اقدام نمود . مصالح بکاررفته دربنا خشت وگل ، آجرو ملاط ساروج 16می باشد .
آب انبار امامزاده:
نوع مصالح وخصوصيات معماري بنا نشان از قدمت بيش از سيصد سال آن دارد واقع شدن بنا در كنار امامزادهاي متعلق به دوران صفوي نيز به تعيين قدمت بنا در عهد صفوي قطعيت بيشتري ميدهد. در خصوص وجه تسميه بنا نيز قابل ذكر است به دليل واقع شدن بنا در كنار امامزاده به اين نام خوانده شده است.
بناي آب انبار امامزاده به مساحت 102 متر مربع در جوار امامزاده و يكي از دروازههاي ورودي قديم ندوشن واقع شده است. مصالح به كار رفته در بنا سنگ، ساروج، آجر و خشت است. مخزن با پلان دايرهاي شكل به عمق تقريبي 5 متر ايجاد شده و نماي بيروني مخزن تماماً از سنگ ميباشد. سه هواكش خشتي يكطرفه در اطراف مخزن موجود بوده كه يكي از آنها براي تعريض كوچه مجاور تماماً تخريب شده است.
درگاه ورودي با آجر و خشت ساخته شده و پوشش سقف آن كاهگل است.منبع تامين آب آن نيزقنات بوده است
.
آب انبار خرمن زار :
قدمت بنا كه به دوران قاجار باز ميگردد، موقعيت آن كه در ميانه كشتزارهاي ندوشن واقع است و كاركرد آب انبار و فضاي جانبي آن در كشاورزي سنتي را ميتوان از ويژگيهاي قابل توجه آب انبار خرمن زار بر شمرد. مصالح به كار رفته در آب انبار خرمن زار خشت و گل، آجر، سنگ و ديمه 17است.
آب انبار داراي يك بادگير دو طرفه با پلان مستطيل شكل است كه در جبهه غربي واقع است. و نقش آن در آب انبار تهويه فضاي خزينه و خنك سازي آب موجود در آن است. دهانههاي بادگير آب انبار رو به غرب و شرق است و هر دهانه داراي دو قفسه ميباشد. نحوه دسترسي به پاشير از طريق 6 پله صورت ميگيرد كه مسير آن به صورت L شكل است. اتاقي در جبهه شمالي آب انبار ساخته شده، مكاني است براي استراحت كشاورزان ، به اين فضا در مناطق ميبد و صدوق «گمبه» ميگويند.18پلان مخزن آب انبار مستطيل شكل ميباشد.
آب انبار سكينه:
بناي آب انبار سكينه داراي مخزني مدور با سقفي گنبدي شكل است . آب انبار دو بادگير چهار طرفه با مقطع مستطيل شكل دارد . ورودي راه پله اخيراً مسدود شده ولي از شواهد و گفته ها چنين بر مي آيد كه راه پله آن سرپوشيده است . مصالح به كار رفته در بنا خشت و گل است و از آجر در نماي بدنه بادگيرها ورويه سقف مخزن استفاده شده است . آب انبار سكينه به واسطه قرار گيري در حريم خانه حاجي صادق و مسجد قلعه گزينه مناسبي براي ايجاد مركزي فرهنگي در بافت تاريخي ندوشن است .
آب انبار بوستان:
مصالح به كار رفته در آب انبار بوستان خشت وگل، آجر، سنگ و ديمه( اندودي متشكل از خاكستر و آهك براي آب بندي) است. يك بادگير دو طرفه بين خزينه آب انبار و اتاق جنبي آن ساخته شده كه تهويه و خنك سازي هر دو فضا را برعهده دارد، پلان بادگير آب انبار بوستان مستطيل شكل است و دهانه آن سوي مغرب و مشرق است و هر دهانه داراي دو قفسه مي باشد.
پلان مخزن آب انبار هم مستطيل شكل ميباشد و سقف آن گردچين است. راه پلههاي آب انبار براي دسترسي به پاشير تخريب شده است كه احتياج به بازسازي دارد.
آب انبار ميدادان:
مصالح به كار رفته در آب انبار بوستان خشت وگل، آجر، سنگ و ديمه است. يك بادگير دو طرفه بين خزينه 19آب انبار و اتاق جنبي آن ساخته شده كه تهويه و خنك سازي هر دو فضا را برعهده دارد، پلان بادگير آب انبار بوستان مستطيل شكل است و دهانه آن سوي مغرب و مشرق است و هر دهانه داراي دو قفسه مي باشد.
آب انبار مريضان:
آب انبار مورد نظر در تداول عامه به نام « انبار مريضو» ( ANBAR – E – MAHRIZOO) گفته مي شود ، اما بنا به گفته سالمندان ندوشن نام صحيح آن آب انبار محمد رضا مي باشد . محمدرضا نام باني و واقف آب انبار و باغ جنب آن است . دسترسي به پاشير آب انبار از ده راه پله مسقف امكان پذير است . در سر در ورودي راه پله سنگ كتيبه مربع شكلي نصب بوده كه اكنون بر جاي خود نيست . مخزن آب انبار مستطيل شكل است و دو بادگير يك طرفه دارد . مصالح به كار رفته در بنا خشت و گل و آجر است.آب انبار مريضان ( يا محمدرضا ) داراي كتيبه اي نيز بوده است كه در حال حاضر بر جاي خود نصب نيست .
گفتني است محله اي كه آب انبار مذكور در آن واقع شده ، بر اساس نوشته زيلوي مسجد سودك كه در نزديكي آن واقع است در قرن سيزدهم به محله ملايان معروف بوده است .
16 – ملاتي متشكل از آهك خالص و خاكستر و ماسه بادي و لويي يا گل ني ( كه مانند كاه است در كاهگل) كه در مناطق مختلف با تغييراتي مثل افزودن خاك رس و موي گوساله و... جهت آب بندي حوض و اب انبار به كار مي رود.
17 – اندودي متشكل از خاكستر و آهك و مقداري لويي يا لوخ يا پيزه، اندودي از خمير آهك و خاكستر چوب براي آب بندي.
18 - گمبه در حقيقت «گنبد» است كه به واسطه شيوه سقف گنبدي شكل به اين نام خوانده ميشود
19 – قسمتي از آب انبار كه معمولا روي قاعده اي مدور بنا شده و پوشش آن را گنبدي بلند تشكيل مي دهد، مخزن آب انبار.
نوشته شده توسط زینلی ندوشن در شنبه یکم تیر 1387 ساعت 23:29 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط زینلی ندوشن در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 23:0 موضوع | لینک ثابت
نيمه اول خرداد ماه يزد ميزبان نويسنده توانا و دانشمند فرزانه دكتر اسلامي ندوشن خواهد بود
دكتر محمد علي اسلامي ندوشن كه بنيانگذار نثر دانشگاهي سده اخير ايران است و تاكنون بالغ بر 60 عنوان كتب برجسته ادبي- تاريخي – اجتماعي از وي منتشر شده است همراه با خانم دكتر شيرين بياني استاد برجسته تاريخ ميانه ايران به دعوت انجمن دبیران ادبیات یزد و موسسه فرهنگي اخوان دستمالچي نهم ،دهم و يازدهم خرداد ماه با موضوعات زير سخنراني خواهند داشت :

موضوع سخنرانی: « جلال الدين مولوي و شمس»
زمان: پنج شنبه 9 خرداد 87 ،رأس ساعت 20
مکان: سالن علامه اميني موسسه اخوان دستمالچي
--------------------------------------------------------------------------
موضوع سخنرانی: « مولانا در رويارويي با مغولان»
زمان: جمعه 10 خرداد 87، رأس ساعت 20
مکان: سالن تربيت معلم پاكنژاد
===============================
دکتر اسلامي ندوشن روز پنج شنبه 9 خرداد باتفاق همسرشان دكتر شيرين بياني ضمن بازدیدي از مجموعه فرهنگي در شهر ندوشن كه به همت ايشان و همسرشان بنا گرديد با مردم اين منطقه نيز ديدار خواهند داشت
منبع :http://www.karizyazd.blogfa.com/
نوشته شده توسط زینلی ندوشن در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 20:0 موضوع | لینک ثابت

| «محمدعلی اسلامی ندوشن» جلد چهارم كتاب «روزها» كه زندگینامه خودش است را برای انتشار به نشر یزدان سپرد. |
|
«محمدعلی اسلامی ندوشن» جلد چهارم كتاب «روزها» كه زندگینامه خودش است را برای انتشار به نشر یزدان سپرد. «محمدعلی اسلامی ندوشن»، استاد ادبیات فارسی، پژوهشگر و فردوسیشناس گفت: مجموعه مقالات فرهنگی و اجتماعی من در قالب كتابی به نام «امروز و فردا» توسط شركت سهامی انتشار به زودی منتشر میشود. وی ادامه داد: به زودی علاوه بر كتاب « امروز و فردا» مجموعه ۲ جلدی «ارمغان ایرانی»كه مجموعه سخنرانیهای من در دانشگاهها و مجامع جهانی است به صورت متن دو زبانه انگلیسی- فارسی و فرانسه - فارسی توسط انتشارات نغمهزندگی به چاپ خواهد رسید. «اسلامی ندوشن» خبر از چاپ كتاب دیگری داد و افزود: مجموعه سخنرانیهای من طی ۱۲ جلسه در خانه هنرمندان در قالب كتابی با نام «فرهنگ، تمدن، علم» نیز به زودی چاپ خواهد شد. این پژوهشگر همچنین خبر از انتشار مجدد جلد دوم و سوم كتاب «روزها» كه سرگذشت و زندگینامه خودش است داد و گفت: جلد دوم و سوم كتاب«روزها» توسط انتشارات یزدان برای مرتبه پنجم یا ششم به چاپ مجدد رسید.همچنین كتاب« فرهنگ و شبه فرهنگ» نیز توسط نشر یزدان برای مرتبه پنجم تجدید چاپ خواهد شد. «اسلامی ندوشن» اضافه كرد: همچنین كتابهای «داستان داستانها» كه در خصوص شاهنامه فردوسی است و همچنین كتاب دیگری با نام «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه» توسط شركت سهامی انتشار تجدید چاپ خواهند شد. |
||||||||
|
| ||||||||
نوشته شده توسط زینلی ندوشن در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 23:15 موضوع | لینک ثابت

از طريق دوستي مطلع ميشوم كه كسالت دارد؛ بنابراين با او تماس ميگيرم و خوشبختانه متوجه ميشوم كسالتش در حال رفع شدن است. خودش در توصيف وضعيتش ميگويد: <مدتي است كه عارضه كمردرد به من فشار ميآورد. البته كمكم دارم بهتر ميشوم و اميدوارم هفته آينده بتوانم كارهايم را از سر بگيرم.> نويسنده <روزها>، <داستان داستانها> و <زندگي و مرگ پهلوانان> طي اين گفتوگو، از انتشار يا تجديدچاپ كتابهايش خبر ميدهد. <زندگي و مرگ پهلوانان> و <داستان داستانها> هر دو اخيرا به چاپهاي هفتم و هشتم رسيدهاند. مجموعه مقالههاي او با عنوان <ديروز، امروز، فردا> دو هفته پيش از سوي شركت انتشار به چاپ رسيده و <ارمغان ايراني> ديگر كتاب جديد اوست كه مجموعه سخنرانيهاي وي را در بر ميگيرد و قرار است در دو جلد منتشر شود. همچنين جلد چهارم مجموعه <روزها> قرار است به زودي توسط نشر <يزدان>(ناشر اين مجموعه) به چاپ برسد. خلاصه اينكه استاد پيشكسوت ادبيات و تاريخ اين روزها همچنان فعال است و روند انتشار كتابها و مقالههايش ادامه دارد.در ميان اين كتابها <روزها> حكايت جالبي دارد؛ چون اين كتاب شرح حال اسلامي ندوشن است. ندوشن در اين كتاب خاطرات گذشته خود را با قلمي رسا و شيرين بازسازي كرده و به تصوير كشيده است. يكي از نكات جالب زندگي او شايد سفرهاي متعددش به كشورهاي مختلف جهان باشد كه نگارش سفرنامههاي بسياري را موجب شده؛ تا جايي كه به خاطر نگارش اين كتابها به اسلاميندوشن لقب <سلطان نثر معاصر> را دادهاند.در مجموع ميتوان اسلاميندوشن را قصهگويي قهار، سفرنامهنويسي بينظير و مهمتر از همه آنها محققي زبده دانست. خوب است براي خوانندگاني كه علاقهمند به آثار او هستند فهرست برخي از آنها را يادآوري كنيم: گفتيم و نگفتيم، كارنامه سفر چين، در كشور شوراها (سفرنامه اتحاد جماهير شوروي)، ماجراي پايانناپذير حافظ، آزادي مجسمه (درباره ايالات متحده آمريكا)، ابر و زلف (نمايشنامه)، آنتونيوس و كلئوپاترا (ترجمه) و...
نوشته شده توسط زینلی ندوشن در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 23:49 موضوع | لینک ثابت
خلاصه مقاله:
در جنوب غرب ندوشن مجموعه اي نفوذي به سن اليگو – ميوسن، متعلق به پهنه ماگمايي اروميه – دختر، برونزد دارد. اين مجموعه نفوذي با توجه به روابط صحرايي، تقدم و تاخر جايگيري توده ها و اختصاصات كاني شناسي بافتي و شيميايي به چهار خانواده (suite) قابل تقسيم بندي است. قديميترين خانواده ديوريتها هستند، لوكوگرانيتها دومين فاز نفوذي منطقه و گرانيتها سومين فاز مي باشند كه توسط گرانوديوريتها قطع شد اند. تمامي سنگهاي اين چهار خانواده متاآلومين و كالك آلكالن هستند و با استناد به شواهد پتروگرافي و ژئوشيمي همگي منشا ماگمايي (I) دارند.
تمامي شواهد نشان مي دهند كه اين مجموعه نفوذي منشا گرفته از ذوب بخشي سنگ پوسته اي مافيك تا حد واسط، دگرگون شده ، كالك آلكالن پتاسيم بالا و آبدار مي باشد.
نويسندهگان:
[ ساناز ياجم ] - دانشگاه تربيت معلم تهران، دانشكده علوم، گروه زمين شناسي
[ صدرالدين اميني ] - دانشگاه تربيت معلم تهران، دانشكده علوم، گروه زمين شناسي
[ جليل قلمقاش ] - سازمان زمين شناسي و اكتشاف معدني كشور - گروه سنگ شناسي
نوشته شده توسط زینلی ندوشن در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 21:21 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
گذري به كوي «روزها» به روایت روزنامه اطلاعات
گذری به کوی "روزها"
آب انبار هاي ندوشن
ادبيات فارسي مهمترين ستون و پايه فكري ما است
يك اتفاق خوب فرهنگي
«اسلامی ندوشن» جلد چهارم زندگینامهاش را نوشت
عكسهاي ماهواره اي شهر ندوشن (قسمت دوم)
احوالپرسي
پتروژنز مجموعه نفوذي جنوب غرب ندوشن
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY