ندوشن: شهر خود بنیاد

ندوشن: شهر خود بنیاد

در سواحل شن های روان کویر ی مرکزی ایران ، آنگاه که کوهپایه های حاشیه زاگرس میانی می خواهد سرحد سرزمین اصفهانیان را ازیزدیها جدا کنند وآب های زاینده رود زرین را دربانلاق وسیع گاو خونی رها نماید، سرزمینی دیرپا درکناره کویر خود نمائی می کند که شاید به وسعت تاریخِ نوشته ایران عمرداشته باشد. دیداراولش توهم سرزمین فراموش شده را  در ذهن انسان تداعی می کند سرزمینی با خاطره های بسیار اما محو وکم اثر ، سرزمینی رها شده در پهنای کویر ،بنا به پاره ای روایت ها ، ازآن روزی که «ندوش » آن مردِ میانسال زرتشتی ،شریان حیات را بر این بوم جاری ساخت ، بیش از پانزده قرن می گذرد وندوشن که اکنون چند صباحی است به قامت شهردرآمده هنوز هم همان سیمای باستانی خودرا دارد وظرف گران سنت ها ، آداب ها وفرهنگ اصیل قوم ایرانی را درکنار آثار ارزشمند وکم نظیر فرهنگی همچون بناهای فاخر با کتیبه ها وسردرهای مرقع ، منبرها ورحل های چوبین حکاکی شده وکتاب ها وقرآن های خطی نیزجلوه هایی از جلوه وشکوت قامت بلند تاریخ این منطقه اند . دراین قطعه از خاک تفتیده کویر هنوز پدران وپدربزرگان ، صدرنشین اند. هنوز هم مهمانان جیب خدایند وهرآنچه چه درپستوی خانه هاست ضیافت بخش سفره هاست،در اینجا نان نعمت خداست وبرکت خانه وآب را بایدبه نیکی پاس داشت وسنت حسنه وقف که آمیزه ای زندگی بخش از شریعت مقدس اسلام وسنت دیرینه ایرانیان پاک نهاد است دراینجا نگاهبان همیشه بیدار ابنیه عقارست.

پاسداشت دین ودانش در این دیار از گذشته های دور معمول بوده و مکتبخانه های فراوانی بر پا گشته تا آموزش قرآن و حدیث بدهند یا حکمتهای گلستان سعدی برای کودکان فرا خوانند که شاید از همین رواست که اولین مدرسه نوین ایرونی را نیزدر میان روستا و قراء متعدد ایران در اوئل قرن سیزدهم هجری در اینجا بنام حکیم ناصر خسرو قبادیانی گشوده شده است .

رجال نامداری از علما و عرفا متقدم نظیر امام الدین علی قاضی ،سلطان حسین فاضل ، زین الدین علی خاموش و…. تا دانشمندان نامی متاخر حاکی از سابقه فرهنگی قابل توجه مردمان این ناحیه است. در دوران آل مظفر ندوشن از رونق وگشایش فراوانی برخوردار بود و امیر مبارز الدین حاکم معروف شیراز که خود وپسرش شاه شجاع به ترتیب ازز توبیخ و تلطف خواجه حافظ شیراز بی بهره نمانده اند روزگاری از سوی ایلخانان مغول بعنوان راهدار میبد –ندوشن منصوب شده ولذا برخی از عمارات وابنیه مذهبی این این ناحیه که از ارزش تاریخی وزیادی برخوردار است حاصل هست این «امیر محتسب» و شریعتمدار حافظ است

ندوشن با مجموعه ای ازآداب وفرهنگ خاص عامه که گویا ناشی ازمردمانی است که در آن همواره بسیار خوداتکاء و مستقل در طول تاریخ زیسته اند و کمتراز بلاد دیگر تاثیرپذیرفته اند در یک نگاه ،شهری «خود بنیاد» به تصور میآید این خصوصیات گاهی در استغناء و مناعت طبع این مردم بوضوح آشکار میگردد وموجب موثری شده تا مردان نا آوری در دامن آن پرورش یابند .

دکتراسلامی ندوشن  از دانشمند بزرگ ایران زمین که همواره چون سرو تناوری بر گستره فرهنگ ادب این سرزمین سایه ا فکن بوده است مصداق گویایی از استعداد و استغناء و بلند نظری اهالی این دیار است .

 

کتاب " سخن ها را بشنویم " نوشته دکتر محمد علی اسلامی ندوشن وارد پیشخوان کتابفروشی ها شد .

 

به گزارش خبرنگار مهر ، در مقدمه این کتاب می خوانیم : ما با دنیای بی توازنی رو برو هستیم که سالها پیش از آن حرف زده بودیم و میوه اش دارد یکایک چیده می شود . گذشتگان ما هفت آسمان و نه فلک می شناختند و سیارات هفتگانه و زمین را مرکز کائنات می گرفتند .

تخیل شاعرانه از هیئت ستارگان نام ها و خاصیت ها تصور کرده بود چون خوشه پروین و زهره چنگی و مریخ سلحشور و ما شوریدگی و ... آنگاه علم جدید آمد و کائنات بی نهایت شد .

هرگونه ادراکی از کیهان و عالم هستی فرع بر اندیشه ما است . علم معرفت کائنات و شیئی خاکستری رنگ بیضی شکل می گنجد . از ماه انیس عاشقان تا ماه متروک بی ادام که آدمی زاد پای بر آن نهاد هیچ تفاوتی نیست تفاوت در دانش انسان است که گسترش پیدا می کند .

عامل هستی چیزی جز بازتاب ها نیست ، تنهاد زمانی موجودیت می یابد که از مغز انسان بازتابنده شود . هم اکنون بسیار چیزها در طبعت هست که حواس ما و دانش ما قادر به دریافت آنها نیست بنابر این از نظر ما وجود ندارد لیکن ممکن است روزی به وجود بپیوندد .

عناوین فصل های این کتاب عبارتند از : سر آغاز ، همه جیز به انسان باز می گردد ، فقر ، فقدان انگیزه ، فقدان آموزش و اختلال در فرهنگ ، فقدان انگیزه ، فقدان نظم و سامان ، کشور عجیبی که ایران نام دارد ، طاغوت اول ، طاغوت دوم ، طاغوت سوم ، بازتاب دو گرایش ، خارجی جای فلک گژمدار را گرفته است ، بگو دوستت کیست تا بگویم چه کسی ، داستان شرق و غرب .

کتاب مذکور در 248 صفحه ، شمارگان 2000 نسخه و با بهای 2950 تومان در قطع وزیری از سوی شرکت سهامی انتشار به چاپ رسیده است .

http://www.karizyazd.blogfa.com/

بررسي منطقة ندوشن

رساله‌اي است دربارة ندوشن كه خانم فاطمة دانش يزدي آن را با علاقه‌مندي تمام گرد آورده است. اين طرح اوليّه‌اي است كه بايد به صورت كتاب جامع‌تري درآيد. يك نسخة ماشين شدة آن را فرستاده بودند. با يك مرور اجمالي بر آن، خواننده با اين قرية دور افتادة ديرينه سال آشنا مي‌شود. ندوشن يك خصوصيّتش اين است كه در مركزي ترين نقطة ايران قرار دارد و تعدادي از آداب كهن پيش از اسلامي را در خود حفظ كرده است.
فهرست اجمالي رساله بدينگونه است:
1- مشخّصات جغرافيائي
2- ويژگي طبيعي و اقليمي
3- روستاها
4- پيشينة تاريخي
5- بافت قديمي روستا
6- آمار شهداء و جانبازان
7- زراعت و دامداري
8- بناهاي تاريخي
9- آداب و رسوم
يك قلم مهمّ كه باختصار به آن اشاره شده، نگارهائي است بر سنگ كه در حوالي ندوشن بتازگي كشف گرديده، و قدمت بعضي از آنها به پيش از تاريخ، يعني چند هزار سال پيش مي رسد. به جا خواهد بود كه اين نگاره‌ها از جانب كارشناسان با دقّت خوانده شود، كه تا اندازه‌اي روشن كنندة موقعيّت جغرافيائي و قدمت اين قريه خواهد بود.
براي «پايگاه ميراث فرهنگي» شهر يزد كه سلسله جنبان اين رساله بوده است، و خانم فاطمة دانش يزدي، آرزوي توفيق داريم.


نویسنده: محمد علی اسلامی ندوشن ،

وبلاگ ندوشن نیز برای این محقق عزیز که با سختیهای فراوان این مجموعه را تهیه کرده است آرزوی موفقیت دارد . امید وارم بتوانیم تلاش ارزنده ایشان را اجر نهیم.

لازم میدانم خوانندگان عزیز را از به تصویر در آمدن این مجموعه به صورت مستند با اطلاع کنم .هفته گذشته با دوست عزیزم آقای سر ساز که گارگردان هستند در خصوص ساخت مجموعه شهری که بود صحبت کردم .قرار شد طرحی در این خصوص تهیه کنند تا بهار سال اینده به لطف خداوند کار مجموعه را شروع کنیم.

علم و ناعلم

چه بخواهيم و چه نخواهيم بايد بپذيريم كه دنياي امروز، دنياي علم است، زيرا بيش و كم علم نزد همة ملّت‌ها بر همة شئون سيطره دارد، منتها بعضي ملّت‌ها در گسترش آن دست دارند و بعضي آن را فقط به‌كار مي‌برند.
علم، حاصل تفكّر و تجربة بشري است كه بعد تلطيف شده، بُعد ذهني به خود گرفته و به صورت «علم محض» درآمده، و در عمل، فنّ و صنعت را پديد آورده. انسانِ ابزارگر اوليّه، آنقدر پيشرفت پيدا كرده كه عالِم خوانده شده، و به جائي رسيده كه كشفيّات حيرت‌انگيز او چشم جهان را خيره كرده است.
ازاين مقدّمه كه از بديهيّات بود خواستيم نتيجه‌اي بگيريم و آن اين است كه علم تفكيك‌ناپذير است، يا بايد آن را در همة شئون پذيرفت, يا از آن دم نزد. نمي‌شود بخشي را به كار گرفت و بخشي را رد كرد. نمي‌شود از محصول آن كه فنّ و صنعت است بهره برد و تفكّر علمي را ناديده انگاشت. منظور از تفكّر علمي آن است كه برخورد با امور تابع منطق عيني و محسوس باشد، و آنچه كه در دايرة كشف اسرار طبيعت در خدمت زندگي قرار گرفته است و تابع اصول ثابتي است, با ماوراء طبيعي و نامحسوس درآميخته نگردد، يا به نوع ديگر تابع سياست و مصلحت روز قرار نگيرد.
بديهي است كه همة مسائل بشري تابع فرمول علمي نيست، ولي همة مسائل كم و بيش تابع نوعي منطق هست كه آنها را از وهم دور، و به ثبوت عقلي نزديك مي كند.
البتّه كسي منكر عاطفه، احساس، شور و باورهاي اعتقادي نيست، ولي آنچه روا نيست حركت دادن آنها در جهت عكس جريان بديهي و طبيعي است . آنجا كه يك چنين اختلاطي پديد آيد، ذهن دستخوش چنان اغتشاشي مي‌شود كه نتيجه‌اش بهم‌ريختگي همة امور باشد.
اگر جامعه‌اي محصول علم را به كار برد، از همة مزاياي آن بهره گرفت، ولي شيوة زندگي و تفكّر را در جهت عكس آن به كار انداخت, اين، نه تنها خلاف تدبير معاش، بلكه خلاف اخلاق هم مي‌شود، كه نسبت به آنچه از آن خوبي ديده شده حق‌نا‌شناسي به خرج داده شود.


نویسنده: محمد علی اسلامی ندوشن ،

سكوت، رساتر از فرياد

عالَم سكوت عالَمي است كه نبايد آن را دست كم گرفت. سكوت، پيام هاي مختلفي دارد. گاهي اوقات آنقدر يك موضوع خطير مي شود كه در كلام نمي گنجد. از اين روست كه خاموشي در نزد حكيمان و عارفان در درجهء فراتر از «بيان» شناخته گرديده. مولانا جلال‌الدّين از طرفداران اين نظر است و بارها به آن اشاره دارد:
من ز شيريني نشستم روترش
             من ز پرّي سخن باشم خمش
سكوت در وجه ديگرش براي آن بوده كه زمينة شنيدن و پذيرفتن را در شنونده نمي‌ديده؛ از اين رو مي گذاشتند و مي گذشتند، تا زمانش برسد و طرف مقابل با سرافكندگي وادار به شنيدن شود.
امّا وجه خشن تر آن است كه سكوت متراكم، تبديل به بغض شود و روزي سرازير گردد، كه اصطلاح آن «غضب الحليم» است. براي مثال به آنچه اين روزها در فرانسه مي گذرد نگاه كنيم. يك كشور منطقي، جزو كشورهاي پيشرفته كه دخل و خرجش هم حساب داشته، يك كشور باز كه پنهان كاري نداشته. چرا چنين شد؟ چرا بايد بيش از يك ميليون دانشجو، جوان و نوجوان، و كارگر، طي چند هفته، توي خيابانها به تظاهرات بپردازند؟ ظاهر قضيّه اين است كه يك قانون استخدام كه باب طبع نبوده موجب اين كار شده. ولي اين بهانه‌اي بيش نيست. يك ناخشنودي عمومي در كار بوده. يك سكوت متراكم و دنباله‌دار, زمينة اين خيزش را فراهم كرده. مطبوعات هم با آنكه آزادي بيان دارند، گرد آن نگشته بودند. چند ماه پيش هم، به يك نوع ديگر و از جانب گروهي ديگر همين ماجرا در آن كشور پيش آمد كه طيّ آن گفتند هفت هزار اتومبيل به آتش كشيده شد.
اين، نشانگر يك بحران اجتماعي است كه مي توان گفت تا حدّي جهاني است، و چه بسا كه شترش بر در خانة هر كشور بخوابد. وقتي فرانسه كه سرمشق‌دهندة آزادي شناخته شده، چنين باشد، واي به ديگران:
    درخت گرد كان به اين بزرگي                 
    درخت هندونه الله اكبر!
اختلاف طبقاتي و ناهمگوني اجتماعي هميشه بوده، ولي تحمّل آن احتياج به توجيه دارد. در دورة جديد اين توجيه مشكل تر شده، زيرا عادت، قناعت و باور آسماني ديگر پشتيبان آن نيست.
حتّي جوامع معروف به «آزاد» عارضه‌هاي پنهاني‌اي دارند، كه مطبوعات متعرّض آن نيستند، و در پارلمانِ با راي آزاد هم كسي حرف آن را نمي زند و آن طرح چراهائي است كه پاسخش در سكوت مي ماند.
ماركسيسم ظاهراً بساط خود را جمع كرده است، ولي سؤال‌هائي كه او مطرح مي كرد به قوّت خود باقي است و تاريخ آن به زمانهاي دورتر سر مي‌زند، بگيريم از مزدك و حتي دورتر از آن. نظم جهان را تنها ترس و زور برقرار نداشته، توجيه هم بوده. اكنون ما با «بحران توجيه» روبروئيم، و در مقابلش، بي‌پاسخ ماندن «چراها».
باز تظاهرات خياباني آنقدرها خطرناك نيست، مانند اطاق پنجره دار است. حرف بر سر سكوت بود. نبايد آن را دست كم گرفت.


نویسنده: محمد علی اسلامی ندوشن ،